چکیده:
یکی از مهمترین بحثهای اصولی بحث از وضع الفاظ است .
وضع مطلبی است که اکثر علماء اصول تفصیلاً به آن پرداخته اند و پس از مشخص کردن موضوع و تعریف اصول وارد بحث از وضع شده اند .
از جمله مواردی که در این بحث مورد توجه قرار گرفته اصل اثباط وضع ( اینکه ارتباط بین لفظ و معنی ذاتی است یا بالوضع ) همچنین مشخص کردن واضع ( که آیا این لفظ را خدا برای این معنی وضع کرده یا انسان و اگر انسان وضع کرده یک نفر یا افراد کثیری این وضع را انجام داده اند ) ودیگر اینکه تقسیمات آن به چه شکلی است را در این مقاله مجملاً بررسی خواهیم کرد .
بخش سوم پیشینه فقه سیاسی
گفتمان فقه سیاسی در شیعه دارای دو جریان اصلی در میان آثار فقها است ؛
یکی جریان روش شناسانه ای است که بر قواعد فقهی تکیه دارد و دیگری جریان معرفت شناسانه ای است که بر مبانی کلامی تکیه دارد .
بخش دوم تعریف و تبیین فقه سیاسی
حال که مجملا با مفردات بحث آشنا شدیم و حدود و حیطه هریک از مفردات بحث مشخص شد به تعریف و تبیین فقه سیاسی می پردازیم .
معمولا فقه سیاسی به مثابه مجموعه ای از احکام سیاسی ناظر به افعال سیاسی اجتماعی مکلفین در نظر گرفته می شود .
ولی برای تعریف دقیقتر فقه سیاسی لازم است رابطه و نسبت بین فقه سیاسی و فقه را تبیین کنیم از این رو باید گفت بطور کلی می توان دو نوع رابطه و نسبت میان فقه سیاسی و فقه تصویر کرد و بر اساس آن فقه سیاسی را تعریف کرد :
چکیده
مقاله پیش رو برا تبیین و تعریف جایگاه فقه سیاسی شیعه نگاشته شده و درصدد است تا به این سوال که اصلاً منظور از فقه سیاسی شیعه چیست پاسخ دهد .
این مقاله از سه بخش اصلی تشکیل شده که به ترتیب (بخش اول تعریف مفردات) (بخش دوم تعریف و تبیین فقه سیاسی) (بخش سوم پیشینه فقه سیاسی) می پردازد .
واژگان کلیدی : فقه ، سیاست ، فقه سیاسی ، عمل سیاسی