ترنم قلم

۲۹ شهریور۲۰:۰۴


بخش دوم تعریف و تبیین فقه سیاسی  

حال که مجملا با مفردات بحث آشنا شدیم و حدود و حیطه هریک از مفردات بحث مشخص شد به تعریف و تبیین فقه سیاسی می پردازیم .

معمولا فقه سیاسی به مثابه مجموعه ای از احکام سیاسی ناظر به افعال سیاسی اجتماعی مکلفین در نظر گرفته می شود .

ولی برای تعریف دقیقتر فقه سیاسی لازم است رابطه و نسبت بین فقه سیاسی و فقه را تبیین کنیم  از این رو باید گفت بطور کلی می توان دو نوع رابطه و نسبت میان فقه سیاسی و فقه تصویر کرد و بر اساس آن فقه سیاسی را تعریف کرد : 

 

 

  فقه سیاسی به مثابه زیر مجموعه فقه عمومی

فقه سیاسی در این تصویر شاخه ای از فقه در نظر گرفته می شود . فقه سیاسی شاخه ای از فقه است که مانند آن احکام شرعی را از متون و منابع دینی استخراج می کند .

در چنین برداشتی ، فقه سیاسی هیچگونه تفاوتی با فقه با لحاظ روش و بنیان های معرفتی اش ندارد ، تنها تفاوت این دو ، موضوع ها و مسائلی است که فقه سیاسی به آنان می پردازد . موضوع فقه سیاسی ، افعال سیاسی مکلفین است در حالی که موضوع فقه ، مطلق افعال مکلفین  می باشد . ( 10)

فقه سیاسی در این برداشت در کنار فقه عبادات و فقه معاملات ، تکمیل کننده شاخه های فقه به عنوان یکی از دانش های اسلامی تلقی می شود . از این رو ، در برخی از تعاریف در فقه مباحثی تحت عنوان فقه سیاسی می خوانیم :

((در فقه سیاسی تحت عنوان جهاد ، امر به معروف و نهی از منکر ، حسبه ، امامت و خلافت ، نصب امرا و قضات ، ، دعوت به اسلام ، جمعه و جماعات ، صلح و قرار داد ، همکاری  با حاکمان و نظایر آن به طور مستقیم مطرح شده است ، که به آنها احکام سلطانیه یا فقه سیاسی گفته می شود . )) (11 )

بنابراین ، چنانچه فقه سیاسی را زیر مجموعه ای از فقه بدانیم ، همانند فقه دانش احکام تلقی می شود که با توجه به اینکه موضوع این دانش افعال سیاسی خواهد بود ، دانش احکام مربوط به افعال سیاسی به حساب می آید . آشکار است که چنین نگرشی به فقه سیاسی رویکردی حقوقی می یابد و حقوق وقوانین ناظر به زندگی سیاسی را بر اساس متون دینی بیان می کند

 (12 ) .

در تعریف زیر این رویکرد حقوقی به وضوح مشاهده می شود  :

(( فقه سیاسی اسلام مجموعه قواعد و اصول فقهی و حقوقی است که عهده دار تنظیم روابط بین مسلمین با خودشان و ملل مسلمان عالم بر اساس مبانی قسط و عدل بوده و تحقق فلاح ، آزادی و عدالت را منحصر در سایه توحید عملی می کند (13 )

در این تعریف با تاکید بر اصول و قواعد فقهی جایگاه فقه سیاسی را از دانش احکام سیاسی ارتقاء داده و تبدیل می کند به دانش احکام و قواعد ناظر بر زندگی سیاسی ولی بااین حال همچنان به لحاظ معرفت شناختی زیر مجموعه فقه قرار می گیرد .

2ـ فقه سیاسی به عنوان زیر مجموعه دانش سیاسی اسلام

تصویر دوم از فقه سیاسی ، ضمن حفظ ارتباط  روش شناختی آن با فقه ، به لحاظ معرفت شناختی آن را زیر مجموعه دانش سیاسی قرار می دهد . در چنین برداشتی ، فقه سیاسی یکی از اقسام دانش سیاسی اسلام تلقی می شود که محصول تأملات اجتهادی فقهای مسلمان در مواجهه با مسائل و موضوعات سیاسی است . فقه سیاسی بر  این اساس در کنار فلسفه سیاسی اسلامی تشکیل دهنده شاخه های اصلی دانش سیاسی اسلامی تلقی می گردد . فقه سیاسی بر اساس این برداشت اگر چه به لحاظ روشی از روش شناسی اجتهادی تبعیت می کند ولی به همین دلیل با فقه عمومی ارتباط معنا داری بر قرار می کند اما با توجه به موضوعاتی که به آنها می پردازد و نیز با توجه به مفروضات معرفت شناختی اش از نظر معرفت شناختی زیر مجموعه دانش سیاسی اسلامی تلقی می گردد . ( 14)

به نظر می رسد ، می توان در چنین برداشتی از فقه سیاسی ، موضوع آن را ( اعمال سیاسی ) مکلفین دانست و بدین ترتیب ، تفاوت فقه سیاسی با فقه را بر حسب تفاوت موضوعی آنها توضیح داد . اعمال سیاسی ، برخوردار از خصلت اجتماعی ـ سیاسی بوده . عنصر اراده در شکل گیری آنها نقش داشته و با توجه به تحولات و مطابق مقتضیات زمان و مکان تحول می یابند . فقه سیاسی با به کار گیری عنصر تحول در موضوعات و ضرورت رعایت مقتضیات زمان و مکان ، با استخراج احکام شرعی ناظر به اعمال سیاسی مکلفین و تنظیم قوانین شرعی ، ایده ( مرجعیت دین اسلام را در تنظیم زندگی سیاسی ) تحقق

 می بخشد .

تعریف فقه سیاسی

نویسندگان تعاریف گوناگونی از فقه سیاسی ارائه کرده اند . برخی از این تعاریف را به رغم مرتبط نبودن با فقه سیاسی ، نمی توان تعریفی منطقی از فقه سیاسی دانست که از جامعه ایت و مانعیت لازم بر خوردار باشد . یکی از تعاریف فقه سیاسی ، تعریف به اصول تفکر سیاسی است :

(( فقه سیاسی عبارت است از اصول تفکر سیاسی ، یعنی اصولی که در تفکر و کار سیاسی اسلام قابل حذف و تردید نیست و بدون رعایت آن اصول ، تفکر سیاسی تفکری منحرف و کار سیاسی ، کاری غیر اسلامی خواهد بود . ( 15 )

این تعریف از آن رو که  بر محور اصول تفکر سیاسی است مصادیق کلام سیاسی و همچنین فلسفه سیاسی را نیز در بر می گیرد در حالی که اساسا موضوع فقه سیاسی با موضوع فلسفه سیاسی و کلام سیاسی متفاوت می باشد . از جهت دیگر این تعریف جامعیت لازم را نیز ندارد زیرا تعبیر به اصول فقط مسائل سیاسی را دربر می گیرد و دیگر جایی برای گزارههای فقهی غیر اصولی باقی نمی گذارد .

از این دست تعاریف کم نیستند ولی بررسی یکا یک این تعاریف از وسع این نوشتار خارج است .

برای مشخص شدن تعریف فقه سیاسی می گوییم از آنجا که (( فقه سیاسی )) شاخه ای از خود دانش فقه عمومی به شمار

 می رود باید بر پایه تعریفی صحیح از خود دانش فقه و موضوع آن به تعریف فقه سیاسی پرداخت . لذا ناچاریم تعریفی کوتاه از فقه را دوباره در اینجا تکرار کنیم . علم فقه ، علمی است که به بیان احکام عمل مکلفان می پردازد ، یا عبارت است از علم به احکام شرعیه فرعیه . (16)

موضوع علم فقه نیز (( حکم و عمل مکلفان )) است . (17)

با توجه به این تعریف از فقه که در واقع شایع ترین تعریف در باب فقه است ، مراد از فقه سیاسی تبیین وظایف مکلفان در باب امور حقوقی و سیاسی از طریق ادله شرعیه است ؛ مسائلی از قبیل شرایط جهاد ، امر به معروف و نهی از منکر ، وظایف حاکم نسبت به مردم و بالعکس ، و محدوده رابطه با دولت های دیگر . بنابر این موضوع فقه سیاسی نیز امور سیاسی مربوط به وظایف مکلفان است .تعریف برگزیده از فقه سیاسی از جامعیت متناسب تری بر خوردار است ؛ زیرا همه امور سیاسی را که جزو وظایف مکلفان است در بر می گیرد . همچنین از مانعیت لازم نیز بر خوردار است ؛ زیرا دیگر دانشهای سیاسی همانند فلسفه سیاسی و فقه سیاسی ذیل این تعریف قرار نمی گیرند .  (18)

 

علی رستمی | ۲۹ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۰۴

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی